شناسنامه بزرگ آموزش زبان ارمنی (Armenian) شامل روش Pimsleur
- پایگاه: آموزش ارمنی به روش Pimsleur
- تولیدکننده: Pimsleur Armenian
- زبان آموزش: انگلیسی
فهرست برنامهها و آموزشهای موجود در مجموعه بزرگ آموزش زبان ارمنی (زبان Armenian)
- آموزش زبان ارمنی (زبان Armenian) به روش پیمزلور - Pimsleur
- مجموعه آموزش کتابهای نوشتاری و صوتی (Study Book) برای زبان ارمنی (Armenian) به نام Krunk
- دیکشنری انگلیسی - ارمنی شرکت LingvoSoft به نام Learners Suite 2008 English to Armenian
- مستند بسیار دیدنی Western Armenia درباره کشور ارمنستان، طبیعت ارمنستان، مردم ارمنستان، تاریخ ارمنستان و دیدنیهای ارمنستان
- دیکشنری Babylon به همراه Glossaryهای (واژهنامه) زبان ارمنی
روش Pimsleur برای آموزش زبان ارمنی (Armenian) چیست؟
آقای Pimsleur (درگذشته سال 1976) یکی از فعالان و افراد به نام در آموزش زبان و زبانشناسی کاربردی و از زبانشناسان و پژوهشگران دانشگاه UCLA بود. وی روشی را به نام سیستم آموزش زبان پیمسلور (پیمزلور) تهیه و تنظیم کرد و معتقد بود که زبان دوم را باید به همان شکلی به افراد آموخت که زبان مادری خود را فرا گرفتهاند.
توجه: زبان اصلی آموزشهای Pimsleur انگلیسی است. بنابراین این آموزشها برای افرادی مناسب است که به زبان انگلیسی آشنایی دارند.
سیستم آموزشی Pimsleur برای آموزش برای آموزش زبان ارمنی (Armenian) است؟
دروس در این سیستم آموزشی به صورت فایلهای صوتی آماده شده است و شما برای یادگیری آنها تنها و تنها نیاز به گوش دادن به این فایلهای صوتی دارید. در این آموزشها با تکرارهای هوشمندانه و برگشتی، از ابتدا لهجه درست را فرا گرفته و به طور خودکار قواعد بیشمار زبان را در عمل فرا خواهید گرفت.
- شنیدن دروس این مجموعه بسیار لذت بخش و پر انرژی است و به طور مداوم از شما تمریناتی میخواهد (تکرار برخی از جملات) که خود این مساله برای شما بسیار لذت بخش و هیجان انگیز خواهد بود.
- اگر تا اندازه ای به زبان انگلیسی مسلط باشید، این دوره آموزشی از سطح مبتدی تا عالی، بدون استفاده از کتاب، شما را در یادگیری زبان کمک خواهد کرد.
- در ابتدا مکالمهای پخش میشود، سپس روی تک تک لغات و جملات مکالمه تاکید شده و معنی و طرز تلفظ آنها آموزش داده میشود.
- این دوره آموزشی در سه سطح ارائه شده که هر کدام شامل 30 درس جداگانه میباشد.
- آموزش مکالمه زبان بصورت کلمه به کلمه و تکرار کلمات همراه با گوینده و ساختن جمله با کلمات بیان شده در حافظه موقت قرار گرفته و تکرار در ادامه دروس و یادآوری آنها در فواصل زمانی تعیین شده با عث می گردد اطلاعات از حافظه موقت به حافظه اطلی منتقل گردد و محفوظات ماندگار شوند.
ویژگی روش Pimsleur برای آموزش زبان ارمنی (Armenian) چیست؟
ویژگی و مزیت روش پیمزلور عملی بودن یادگیری یک زبان است. یعنی شما زبان را در عمل و به شکل طبیعی فرا خواهید گرفت. بسیار از استادان زبان بر این باورند که بهترین روش یادگیری یک زبان خارجی این است که به آن کشور سفر کنید و مدتی را در بین مردم آن جا سپری کنید. پیمزلور این مسئله را برای شما فراهم میکند. افزون بر این پیمزلور قواعد زبان را به شکل بسیار عمیق و درونی آموزش میدهد و شما بدون این که متوجه شوید تمام قواعد زبان را ناخودآگاه فرا خواهید گرفت.
- یاد آوی بین زمانی مندرج ( بر پایه ی قوای ذهنی و به خاطر سپری اطلاعات جدید در بزرگسالان)
- اصل پیش بینی (پرسش از دانشجو بر اساس آموختههای جدید).
- برنامه بر پایه یادگیری زنده: بکار گرفتن دانشجو در موقعیتهای روزمره و واقعی برای یادگیری و تمرین آموختهها است درست به مانند اینکه در کشور بیگانه حضور فیزیکی دارید. بر اساس این روش در هر زبانی یک هسته کلامی وجود دارد که با فراگیری مجموعه لغاتی که بیشترین و ضروریترین کاربرد را در هر زبانی دارند میتوان بی آنکه مغز را با لغات غیر ضروری و اطلاعات غیر کاربردی انباشته کرد زبان را آموخت.
سفرنامه ارمنستان (از انجمن مهاجرسرا)
بخش اول سفرنامه ارمنستان (Armenia)
اسفند ماه سال گذشته برادر من برای تحصیل موسیقی به ارمنستان رفت
من تصمیم گرفتم با پراید خودم برم ایروان
برای همین اول رفتم گمرک غرب برای گرفتن کاپوتاژ (مجوز خروج موقت خودرو) که البته فکر میکنم سخت ترین بخش کار همین باشه چون یه سیستم بی نظم قدیمی و کثیف داره , چون از ابتدای ورود به گمرک تقاضای رشوه میکردند تا آخرین لحظه و البته کاری که حدودا 10 دقیقه کار داره رو باکلی دعوا و جر و بحث بعد از 4 ساعت انجام دادم به طوری که افرادی که آروم ایستاده بودند تا کارشون انجام بشه بعد از 5 تا 6 ساعت که اونجا ایستاده بودند (قبل از من اونجا بودند) بعد از کلی معطلی پرونده هاشون گم شد و بعد از رفتن من هم اونجا موندند
این کار با وجود ندادن رشوه حدود کمتر از 20 هزار تومن تمام شد
بعد از این سر راه رفتم یکی از نمایندگی های کانون جهانگردی و اتوموبیلرانی و پلاک ترانزیت , دفترچه مالکیت بین المللی خودرو و گواهینامه بین المللی رو گرفتم که جمعا شد حدود 160 تومن
بعد از اون یک روز رو هم گذاشتم واسه رسیدگی کامل به ماشین و همه چیز آماده شد برای رفتن به سمت ایروان ضمنا نرسیدم که از ایران ویزا بگیرم و موکول کردم به لب مرز اما اگر شما میخواید ویزا رو از ایران بگیرید که فکر میکنم راه بهتری هم باشه باید برید 4 راه ولی عصر خیابون بغلی پارک دانشجو و ضمنا جمعه ها و شنبه ها سفارت تعطیل هست و ساعت کاری روزای عادی از 9 صبح تا 12 ظهر هست و صدور ویزا حدودا 2 تا 3 روز کاری طول میکشه با قیمت 10 یورو برای ویزای 21 روزه و 45 یورو برای 120 روزه
ما روز 4 شنبه آخرای اردیبهشت راه افتادیم به سمت تبریز و جلفا حدودا ساعت 3 بعد از ظهر بود که از عوارضی کرج گذشتیم و جاده یه ترافیک خفیفی هم داشت, ما با سرعت 120 کیلومتر تا 130 کیلومتر حرکت میکردیم اواسط جاده هم رگبار تگرگ وحشتناکی شد که مجبور شدیم آروم تر بریم
حدودا ساعت 10 شب بود که رسیدیم مرند و یک راست رفتیم هتل جهانگردی مرند که همون ابتدای خیابونی هست که به مرند وارد میشه یعنی حدود کمتر از 1 کیلومتر باید به سمت شهر مرند حرکت کنید که سمت راستتون میتونید هتل رو ببینید. هزینه یه شب اقامت در اتاق 2 نفره شد حدودا 40 تومن و دو پرس جوجه هم اونجا گرفتیم که به لعنت خدا نمی ارزید
صبح حدود 6 راه افتادیم به سمت جلفا از مرند خامه و عسل گرفتیم و چند تا نون بربری عجیب غریب هم از جلفا گرفتیم و توی یکی از پارک های فوق العاده زیبای جلفا صبحانه رو خوردیم
بعد از اون به سمت مرز نور دوز و سیه رود حرکت کردیم که یه جاده ای بود که اولش خیلی درب و داغون بود ما از یکی از محلی ها راه رو پرسیدیم که چون خودش هم کار داشت پا شد با ما اومد سمت مرز و وسط های راه پیاده شد
باید بهتون بگم که رود ارس فوق العاده زیبا و قشنگه و طبیعت اون منطقه واقعا خارق العاده هست
بعد از اینکه رسیدیم به مرز یه سری از افراد فرصت طلب که همیشه اطراف اینجور جاها هستند دورو برمون میچرخیدن که شدیدا توصیه میکنم ازشون هیچی نگیرید و همه چیزایی که دارند اونور مرز با قیمت های یک دهم میتونید تهیه کنید
باید فرم کاپوتاژ رو دم در به یه آقای خوش اخلاق نشون بدید بعدش در رو باز میکنه میزاره برین تو
بعد ار اینکه جلوی ساختمان توقف کردیم رفتیم مبلغ 10 هزار تومن خروجی ریختیم البته یادم نیست چقدر بابت خروج ماشین گرفتن
تو مرحله بعدی باید همه چیزو از ماشین پیاده کنی و روی یه میز توی سالن بزاری که بیان ببینن , ما خیلی وسیله داشتیم چون داشتم یکسری از وسایلی رو که متعلق به خانوادم بود میبردم واسشون اما به تنها چیزایی که گیر دادن کتابها بود اما خدا رو شکر ما چیز عجیبی نداشتیم و زود کارمون تمام شد, نکته جالبی که اینجا بود ما مونده بودیم پلاک رو چکار کنیم چون وسط اون منطقه جایی نبود کاری واسه پلاک انجام بدیم اما دیدم یکی برای ماشین خودش از بست های کمربندی استفاده کرده بود منم رفتم گشتم انتهای محوطه خارج از محل فنس کشی شده یه مغازه بود که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داشت منم 10 تا بست خریدم اومدم برای هر طرف هر پلاک دو تا بست رو تو هم کردم از زیر پلاک ایران رد کردم پلاک ترانزیت رو گذاشتم داخلش و بست هارو سفت کردم که از پرچ هم بهتر شد حالا حتما اکه کسی خواست براش عکسشو میزارم
بعد از اون رفتم سمت یه محوطه توری کشیده شده و اول محوطه رفتم توی یه اتاق و ماشینو توی دفتر بزرگش ثبت کرد و بازرس انتهایی هم مدارک رو دید و بلاخره از مرز رد شدیم ( یادتون نره که مجوز خروج ترانزیت رو از اتاق ترانزیت گمرک مرز بگیرید کار خاصی نداره اما حواستون باشه)
بخش دوم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
برای وارد شدن به مرز باید از روی یه پل عبور کنید
وقتی به انتهای پل رسیدیم ماشین رو نگه داشتیم دوستم رفت توی یه سالن که 200 متر جلوتر بود و من رفتم جلوی یه باجه همون بغل سمت راست ماشین یه افسر روس پاسپورت و شناسنامه ماشینو گرفت و یه فرم رو شروع کرد به تکمیل کردن که شامل اطلاعات شخصی راننده مثل آدرس خونه و آدرس مقصد و اینجور چیزا بود , این افسر نسبتا فارسی بلد بود نه زیاد اما کارو راه مینداخت گفت به فارسی بگو من به روسی مینویسم بعد از اون همونجا یه ویزا برای فقط راننده به قیمت 5 هزار درام صادر کرد و مدارکو پس داد منم رفتم روبروی همون باجه یه خانم بود که مدارکو بازرسی کرد , بعد یه افسر خوش اخلاق روس اونجا بود کاپوت رو زدم بالا و شماره شاسی و موتور رو با مدارک تطبیق داد بعدش شروع کرد به گشتن ماشین و مدام میپرسید چاقو ؟ تریاک؟ منم میگفتم ندارم یکهو چشمش افتاد به MP3 پلیر من و گفت این چیه منم گفتم موزیک , گفت خوب چی؟ منم اینو وصل میکنم به کارکیت ماشین و از بلندگوهای ماشین پخش میکنم , براش گذاشتم آهنگ رو که اتفاقا متالیکا بود و خیلی کیف کرد صدارو بلند کرد و شروع کرد به گشتن ماشین , منم وسیله خوب زیاد داشتم یکم که گشت دید من خودم دارم همه وسایلو براش باز میکنم گفت برو دیگه بسه , بعد از اون رفتم با ماشین جلوی سالن رفتم توی سالن و دیدم دوستم کار ویزای خودش و پرداخت پول ویزای منو انجام داده
تو این مرحله راننده یا بقول خودشون شوفر باید یه کپی از پاسپورت و مدارک ماشین رو بده به یه افسر تا قیمت رو محاسبه کنه , از من پرسیدن چند روز میمونی منم گفتم 10 روز که برای 15 روز فرم رو صادر کردند و جمعا شد حدود 20 هزار درام هزینه ورود ماشین, ضمنا برای کپی که طبقه بالای سالن گرفتن هیچ پولی نگرفتن و کلا همه کارا اونجا بدون دریافت پول و رشوه انجام میشه
بعد ماشین رو از یه در آهنی که برام بازش کردند رد کردم و وارد محوطه پشت سالن شدم اونجا یه افسر روس اومد باز ماشینو گشت و مدام تکرار میکرد تریاک؟ شیشه؟ نداری؟ به قرآن؟ کلا چند تا کلمه فارسی بلد بود و بعد از یه مدت که دید من کاری باهاش ندارم و وسایل هم زیاده گفت بیا دنبالم رفتیم تو یه دفتر برگه رو مهر کرد و گفت خداحافظ شما البته اینو بدونید از قرار معلوم ایرانیها زیاد بودند که مواد به همراه خودشون بردند به داخل ارمنستان و چون اینجا اصلا معتاد ندارند الان به شدت از این مساله ترسیدن و توی مرز شدیدا دنبال مواد میگردن ضمنا سگ های مواد یاب هم دارند که به محض شک کردن به کسی فورا تمام ماشین و لوازم طرف رو با اونا میگردن , بعدا که توی ایروان با یکی از دوستان که کارهای ایرانی ها رو اینجا انجام میده صحبت کردم میگفت ایرانی هایی که بخاطر مواد اینجا دستگیر شدن و زندان رفتن کم نیستن , برای مواد مخدر حدودا 5 سال و برای قرص کدئین دار بدون نسخه 3 سال زندان براتون میبرن اگه ازتون بگیرند , بهتره اگه قرصی با خودتون میبرید یه نسخه تهیه کنید تا با خیال راحت برید
ما یه قرص ویتامین برای کسی میبردیم من گذاشته بودمش روی وسایل که ببینه و وقتی دید گفت ویتامین؟ گفتم بله و گذاشتش سر جاش
دم در برگه خروج رو نشون دادم و درو برامون باز کرد و راه افتادیم به سمت ایروان
ضمنا 100 دلار هم توی صرافی مرز ارمنستان به درام تبدیل کردیم که بعدا فهمیدیم توی ایروان گرون تر هم هست البته فکر کنم مرز قیمت جدید رو نداشت و با قیمت قدیم حساب کرد ممکنه برای شما برعکس بشه
بهترین ارزی که میتونید ببرید دلار هست و اونجا به درام تبدیل کنید
افسر اولی در مورد CNG بودن ماشین و حجم موتور پرسید که نمیدونم به چه دردی میخورد منم گفتم CNG نیست و حجم 1300 هست
ساک ها و کیفهای دستی رو ممکنه توش رو نگاه کنند برای همین قرصی چیزی دارید توی جیب بزارید بهتره
بخش سوم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
حدودای 2 از مرز که راه افتادیم جاده نسبتا خوب بود البته نه به تمیزی و صافی جاده ایران اما به اون بدی هم که خیلی ها به ما گفته بودن نبود
شهر مرزی ارمنستان با ایران شهر مغری هست حدود 4 کیلومتر که از مرز دور میشید جاده دو راهی میشه که جاده ایروان به سمت چپ میپیچه و جدا میشه از راه دقت کنید که اشتباه نکنید و هر جا شک کردید بپرسید و از کلمه یروان بجای ایروان استفاده کنید و جهت رو با دستتون نشون بدین بهتون جهت درست رو نشون میدن در کل افراد مهمون نواز و خوش اخلاقی هستند و خیلی هم خارجی هارو کمک میکنند
تقریبا اکثر مسیر تابلو های جهت ایروان رو به انگلیسی میتونید ببینید فقط دقت کنید بیشتر تابلو ها حدود 500 متر جلوتر از تقاطع ها هستند و خود تقاطع ها تابلو ندارن, دقت کنید که قیمت بنزین توی ایروان ارزون تر از جاده هست و بهتره جوری بنزین بزنید که توی جاده مجبور به بنزین زدن نباشید البته ما اینکارو کردیم چون حدود 10 درصد راه رو که رفتیم بنزینمون روی وسط بود و زدیم پمپ بنزین همه جا هست جوری که دیگه از دیدنش خسته میشید مسیر بسیار زیبا با مناطق کوهستانی زیاده برای همین اگه با یه ماشین ضعیف مثل پراید میرید برای بیشتر از 3 نفر فکر میکنم با توجه به شیب های تند ممکنه به ماشینتون فشار بیاد
یکی از محاسن خوب جاده وجود تعداد بیشماری از کامیون های ایرانی هست که همه براتون چراغ هم میزنند ما یه جای جاده که وایستادیم یکم میوه خوردیم شاید نزدیک به 4 تا 5 تریلی ایرانی برامون بوق زدن و پرسیدن مشکلی پیش اومده یا نه
حدود 20 درصد مسیر رو که رفتیم یه هتل نسبتا شیک سمت راست جاده بود که رفتیم داخل محوطه اون و بارون سنگینی هم میبارید رستوران خوبی داشت ما اونجا چند مدل کباب سفارش دادیم و بهتون بگم من تو عمرم کباب به اون خوشمزگی نخورده بودم چون گوشت تازه رو همون لحظه با هیزم برامون کباب کرد و سرویس فوق العاده ای داشت ما با اینکه خیلی زیاد خوردیم با همه مخلفات شد حدود 6 هزار درام
بهتون بگم مسیر طولانیه و بخاطر پیچ و خم های زیاد و جاده پر چاله چوله توی بعضی از مناطق جاده , حرکت کند پیش میره پس سعی کنید از مسیر لذت ببرید و حتی الامکان زودتر راه بیافتید تا به تاریکی نخورید
بین راه دوستم یکم نشست پشت فرمون و من از خستگی خوابم برد خیلی طول نکشید که بیدار شدم و هنوز چشمامو باز نکرده بودم که دیدم یه سبقت غیر مجاز گرفت و پلیس رو ندید و بعد از کامیونی که ازش سبقت گرفت پلیس مارو نگه داشت
اینجا یاد پلیس قدیم ایران افتادم که کمین میکرد, چون 60 تا 70 درصد جاده خط کشی نداشت و این منطقه ناگهان خط کشی شروع شده بود و توی همه جا مقطع بود و توی همین یه تیکه حدود 10 متر با وجود صاف بودن و قابل دید بودن جاده خط ممتد شده بود و پلیس هم یه گوشه قایم شده بود به هر حال مارو نگه داشت و میگفت 30 هزار درام میشه , ما خودمونو زدیم به اینکه حق با ماست و نمیفهمیم چی میگه که البته بعدا فهمیدم این پول رشوه بوده و خوب یکم که گذشت من هم گفتم برادرم توی ایروانه و باید برم گفت توریست؟ گفتم آره توریست و گفت برو ما هم فورا تا نظرشو عوض نکرده بود راه افتادیم رفتیم و بقیه راه رو من نشستم تا ایروان
بعدا فهمیدیم پلیس های ارمنستان یه پولی میدن به یکی از مافیا های ارمنستان و پلیس میشن و هرچی جریمه میکنند درصدی بر میدارن البته توی صحت این حرف شک دارم اما در اینکه رشوه میگیرند خودم چند بار به چشم دیدم که علنا رشوه میگیرند و برای همین مدام منتظرند تا خلافی اتفاق بیافته تا فورا ماشینو متوقف کنند و بهترین کار هم برای شما اینه که خودتونو بزنید به زبان نفهمی و عجله تا ولتون کنند و گرنه کلی پول ازتون میگیرن
حدودای 70 کیلومتر آخر راه پهن میشه که من 130 تا میرفتم چون خیلی خسته شده بودم و جاده هم خوب بود نسبتا, توی این جاده کوه های آرارت و ماسیس قابل دیدن هستند که نماد ملی ارمنی ها هستن اما الان جزو قلمرو ترکیه حساب میشن, کم کم که نزدیک 40 کیلومتر نزدیک میشید ایروان سمت راستتون دیده میشه و جاده از پایین به ایروان وارد میشه
اینجای جاده تنگ میشه و عملا میشه یکی از خیابون های ایروان همینطور که خیابون رو میرید بالا میرسید به میدون هراپارک که میدون جمهوری معنی میده و میدون اصلی شهره و بعد میرسید به میدون اپرا که جای با کلاس بالای شهره و میتونید ساختمان اپرا رو توش ببینید که خیلی از آدرس های ارمنستان با توجه به این دو میدون داده میشن (توی گوگل مپ این میدون رو میدون فرانسه نوشته اما اینجا همه بهش میگن اپرا)
فقط دقت کنید ایروان با همه جای ارمنستان فرق میکنه و توش پر پلیسه که آمادن بهتون گیر بدن , باید هر چی که توی کتاب های قوانین رانندگی خوندید رو رعایت کنید قبل از خطوط عابر پیاده یه خط کشیده که وقتی چراغ قرمزه از اون نباید عبور کنید, روی خطوط عابر پیاده حق با عابر هست اگه داره رد میشه باید صبر کنید تا عبور کنه داخل میدون ها حق با اونیه که داره میاد تو میدون نه شمایی که دارید ازش خارج میشید, مثل ایران وسط هر خیابون که دوست دارید دور بزنید نمیشه و اگه خط ممتد هست به هیچ وجه ازش عبور نکنید حتی اگه میخواید وارد کوچه مقابل بشید , برید تا به یه خط مقطع یا دور برگردون برسید , اینا رو شوخی نگیرید چون خیلی راحت میبینید 200 هزار تومن پول رو دادید بابت جریمه هر چند من اونجا جریمه نشدم.
ما حدود 9 شب رسیدیم به ایروان
بخش چهارم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
یه مطلبی که یادم رفت اینه که برای تماس بهتره یه سیم کارت اورنج یا به فارسی نارنجی که تبلیغ اش رو هم همه جا توی ارمنستان زده بگیرید ما اشتباه کردیم از کلاه بردار های لب مرز ایران به سیم کارت ویوا گرفتیم 10 هزار تومن که بعدا فهمیدیم اینجا نزدیک 2 تا 3 هزار تومنه و ضمنا به خوبی و کیفیت اورنج هم نیست , از سیم کارت اورنج اس ام اس ها به ایران یا به هر جای دیگه فرستاده میشه اما توی موبایل های ایران فقط ایرانسل هست که میتونه به موبایل های ارمنستان اس ام اس بزنه, اورنج هر بار یه سری سرویس های ویژه میده که مثلا برادر من شانس داشت و تونست وقتی بخره که هزار تا اس ام اس مجانی روی سیم کارتش بود, قیمت سیم کارت اورنج هم حدودا 3 تا 4 هزار تومنه. بر اساس اون چیزی که توی سایت مخابرات ایران نوشته اگه بخواید از سیم کارت ایرانتون با ایران تماس بگیرید میشه دقیقه ای 2 تا 3 هزار تومن که خیلی زیاده
ایروان شهری هست پر از سنگ, خونه های سنگی , بعضی خیابون های سنگفرش و مجسمه های سنگی اما بسیار زیبا و هنرمندانه و در رنگهای متنوع, کلا فکر میکنم چیزی به معنای ریز کاری و باز سازی زیاد توی ارمنستان معنی نداره , یعنی یه کاری رو انجام میدن مثلا میخوان سیم کشی کنن به فکر مخفی کردن ظاهر سیم نیستن و همینجوری از یه طرف میکشن یه طرف دیگه اما کلا شهر جالب و به شدت تمیزی هست با مردمان آروم , شاد , بدون بوی عرق یا لباس های کثیف. همونطور که همه جا شنیدید دخترهای خوش تیپ و با لباس های گرونی داره جوری که انگار همه به یک مهمونی بزرگ دعوت هستند
شب های ایروان کاملا امن , پر از پلیس و نیروهای نظامی که هیچ کاری به آدم های عادی ندارند و فقط امنیت شهر رو تامین میکنند, برای خانم ها جای بسیار آروم و امنی هست که حتی تا نیمه های شب میتونید توی خیابون هاش قدم بزنید بدون حتی یه مزاحم
ماشین های گرونی رو تو شهر میتونید ببینید , به وفور کلاس اس و جی و جی ال بنز و بی ام و های سری 6 و 7 رو میتونید ببینید
همه جا میتوید کلوپ های شبانه و مغازه های بزرگ و رستوران ها و کافه های مختلف رو ببینید به طوری که اینقدر کافه و رستوران داره که اکثر فضای سبز پارکهاش مسقف شده از سایبون های کافه ها
کوکاکولا و فانتا به وفور یافت میشه و فانتا هاشون برعکس ایران مزه داره , توی شهر دستشویی های متعدد هست که بسیار تمیزه با موسیقی ملایم و دور از چشم هستند و برای هر بار استفاده 100 درام میگیرند اما خودتون از شدت تمیزی تعجب میکنید.
سیستم حمل و نقل شهری بسیار آماده و کامل هست و شامل مترو, ون (ماشوتنی) , تاکسی و اتوبوس هست.
به شدت توصیه میکنم مترو ایروان رو سوار بشید چون واقعا, واقعا دیدنیه اما چرا؟
مترو ایروان در زمان شوروی کمونیستی ساخته شده و 60 متر زیر زمین هست و ضد موشک اتمی! ما حساب کردیم طولانی ترین پله برقی که داشت با سرعت 4 تا 5 برابر پله برقی مترو تهران حرکت میکنه و حدود 2 دقیقه طول میکشه که برسه بالا, داخل مترو بسیار خنکه و 50 درام هم برای کل مسیر میگیرند, با دادن 50 درام به شما یه ژتون پلاستیکی قرمز میدن که اونو میندازید توی یه سوراخ مثل سوراخ سکه تلفن عمومی که توی گیت ورودی هست و وارد میشید, سوار پله برقی سریع السیر میشید و پایین میرید, مترو ایروان از هراپاراک و میدون اپرا هم عبور میکنه از خیابون باقرامیان که خونه ما اونجا هست هم رد میشه و آخرش میرسه به یه میدون که توش یه فروشگاه بزرگ هم برای خرید داره البته چند تا ایستگاه دیگه هم داره که من نرفتم, وقتی میرید تو سالن مترو یاد فیلم های جنگ جهانی میافتید و مترو با صدای وحشتناکی وارد ایستگاه میشه, مترو ها کوچیکن , وقتی سوار شدید محکم یه جارو بگیرید چون با شتاب راه میافته و وقتی راه بیافته دیگه نمیشه صدای بغل دستی رو شنید, من که خیلی کیف کردم چون یه تنوع عالی بود.
ون ها یا به قول خودشون ماشوتنی همه جا هستند و هر خط یه شماره داره و همه ایروان رو پوشش میدن, حدودا 200 درام هم برای هر مسیر میگیرند, تاکسی رو سوار نشدم اما مثل اکثر کشورها تاکسی وسیله لوکس و دربست هست و فکر کنم حدودا 600 تا هزار درام باشه چون تاکسی متر دارند و بسته به میزان استفاده شماست
کلا توی ایروان جای پارک زیاد هست حتی توی شلوغ ترین نقاط و توی شهر به هیچ وجه احتیاج به استفاده از ماشین نیست چون استفاده از حمل ونقل عمومی ارزون تر و راحت تره
قیمت بنزین الان توی ایروان حدود 400 درام برای بنزین سوپر و 380 درام برای بنزین معمولی هست و درام در حدود 2.7 تومان
توی شهر رستوران ایرانی زیاده , هر کسی که ریش یا سبیل داشته باشه یا تیپ خاص بزنه به احتمال زیاد ایرانیه چون مردای اینجا تیپ هاشون خیلی شبیه به هم هست
رستوران ها اکثرا اسم غذاها رو به زبون ارمنی و انگلیسی توی منو دارند و اکثرا عکس هر غذا رو توی منو گذاشتن , KFC هم اینجا شعبه داره , اما من توصیه میکنم بیشتر برید شاورما و رستورانی به نام تاشیر نزدیک به اپرا که پیتزای خیلی عالی با قیمت بسیار مناسب داره, اینجا کباب خودمون رو هم درست میکنند که چون گوشتاشون طبیعی تر و بدون هورمون هست طعم بهتری داره
حواستون باشه گوشت خوک توی اکثر کالباس ها و سوسیس ها و کبابی ها هست و اگر مذهبی هستید تاکید کنید که گوشت خوک براتون نگذارن , همچنین قهوه هایی دارند که توش الکل میریزن حالا یا شراب یا هر چیز دیگه , حتما اگه خواستید قهوه بخورید هم دقت کنید اگر براتون ناراحت کننده هست به گارسون تاکید کنید که لیکور نداشته باشه
از نظر زبان انگلیسی بجه ها و جوون ها نسبتا میتونن کارتون رو راه بندازن اما کلا سعی کنید چندتا کلمه ارمنی یاد بگیرید که من حتما براتون میزارم , کلا به عنوان سفر همین مساله زبان خودش یه تنوع جالبیه و ما حتی بدون زبان چونه هم میزنیم اینجا
سعی کنید از دستفروشها اگر میخواهید چیزی بخرید چونه بزنید چون گرون فروشن, توی ایروان چند تا فروشگاه زنجیره ای بزرگ هست, اولیشون ساس هست که همه جا هست و توی همشون صرافی هم هست, بعد از اون استار از فروشگاه های بزرگه و یروان سیتی هم جزو فروشگاه های بزرگ حساب میشه
از لباس فروشیهای خوب, من اینجا بوسینی که لباس هاش با بوسینی ایران واقعا فرق داشت و قیمتش هم بهتر بود دیدم و ازش خرید کردم , بعد از اون بنتون , آرمانی , بارون و چند تا مارک معروف دیگه هم دیدیم
کفش کلارک انگلیس اینجا شعبه داره و آدیداس و ریبوک هم یه شعبه مشترک بزرگ دارند
اینا کلا توضیحاتی بود که فکر کنم به صورت نکته ای بدرد بخوره و سفرنامه رو از قسمت بعدی ادامه میدم
بخش پنجم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
وقتی وارد ایروان شدیم شب بود و من سر درد زیادی داشتم
هیچ کدوم از خیابون ها تابلو نداشت و نمیتونستی بفهمی که الان کجایی چه برسه به اینکه کجا میخوای بری, منم چند جا رو اشتباهی پیچیدم, نکته جالب اینه که وقتی برای حتی 30 ثانیه اشتباها جلوی کسی وایمیستی دستشون رو روی بوق میزارن و اکثرا بوق های ماشینا دستکاری شده و بلنده, من هم اشتباها مثل ایران پشت چراغ وایستادم توی لاین سمت چپ بعدا فهمیدم گردش به چپ حدودا 30 ثانیه زودتر چراغش سبز میشه , اینا هم با اینکه میدیدن پلاک من ترازیته اما همچنان بوق میزدن.
بالاخره بعد از یه مدتی خیابون باقرامیان رو پیدا کردیم و با توجه به نشانه هایی که داشتیم کوچه و خونه رو گیر آوردیم
ارمنستان گاز کشی شده و گازش هم از طریق ایران و روسیه تامین میشه اما سیستم گاز کشی از رو هست و کلی توی جاده مایه سرگرمیه چون به هر مانعی رسیده مثلا سنگ , بجای برداشتن سنگ لوله گاز از بغلش یا از روش رد شده , توی ایروان دم همه ساختمونا گاز کشیده شده اما بسته به صاحبخونه هست که بخواد خونه اش رو گاز کشی بکنه یا نه
الان قیمت گاز توی ایروان 2 برابر برقه اما تا چند وقت پیش یکسان بوده
سیستم گرمایش آب اینجا از طریق دستگاهی به نام گیزر که سر راه لوله وصل میشه و میتونه مثلا برای حمام آب گرم تولید کنه ویا آب گرمکنهای برقی انجام میشه
خونه ها از بیرون قدیمی و کثیف هستن اما داخلشون خوبه , اینجا از شبی 30 دلار تا 100 دلار خونه اجاره میدن به مسافرا
خونه ما که توی خیابون نسبتا خوب و نزدیک ایستگاه مترو در طبقه 2 با محوطه بازی بچه ها , آسانسور, سیستم شوتینگ زباله و حدودا 70 متری هست و محوطه پارک اختصاصی هم داره الان تقریبا ماهی 220 هزار تومن اجارش هست که این خونه شامل مبل , تلویزیون جی وی سی , پیانو , 3 تا میز و صندلی , یخچال , گاز و فر برقی , دو تا تخت بزرگ, کمد و حتی قاشق و چنگال , آب گرم کن جدید آریستون و کلی امکانات دیگه هست.
به علت تمیزی هوا و آرامش محیط من با وجود خستگی شب قبل صبح زود سر حال بیدار شدم, صبحانه رو خوردیم جالب اینه که شیرهای خیلی خوش طعمی دارند و خامه هاشون هم یه مزه ترشی داره که من قبلا توی فشم از اینا خورده بودم, نون لواش بسیار عالی بدون دور ریختنی دارند که توی بسته های گرد میفروشند , مربا هاشون رو من دوست نداشتم اما شاید 20 تا 30 مدل مختلف پنیر رو میتونید توی فروشگاه ببینید و انتخاب کنید
ما از ایران پنیر سفید و حلوا ارده بردیم که خانواده معلوم بود خیلی حال کردن و از اونا خوردن
بعد از اون رفتیم به میدان اپرا و سر راه رفتیم خیابون سایاتنوا که بوسینی حراج بزرگی راه انداخته بود با قیمتهای عالی , منم اونجا چند تا لباس خریدم دوستم هم خرید کرد و جالب اینه که چند تا دختر فروشنده داره که شما اگه از صبح تا شب لباس عوض کنی و آخرشم نخری هیچی بهتون نمیگن و فقط لبخند میزنن , ضمنا یکمی هم فارسی بلدن و از اومدن ایرانی چون میدونن پول داره و خرید میکنه استقبال میکنن, یه نکته هم اینکه دوستم یه لباس خرید که نخواست وقتی برد فورا بدون سوال ازش پس گرفتن, تقریبا اکثر فروشگاه های ایروان به سیستم آر اف آیدی مجهزن و این یعنی اینکه اگر وسیله ای رو خریدید و پولشو ندادید یه اسکنر دم در هست که اگر اونو توی کیفتون هم بگذارید اسکن میکنه و موقع خروج از در جیغ میکشه, من یه دونه برچسبش رو دیدم روی یه لباس بعد دیدم خانومه که از بغل دستگاه رد شد دستگاه شروع کرد به آلارم دادن.
بعد از اون رفتیم فروشگاه ساس که یه مقدار دلار رو تبدیل به درام کنیم, توی فروشگاه هم سر زدیم یه طرف پر بود از مشروبات الکلی که به قول مادرم دم عید که ایرانی ها اومده بودن برای کنسرت ها میگفت نمیشد اصلا اینطرف بیای چون حمله کرده بودن و از روی سر هم اینا رو بر میداشتن, یه طرف دیگه انواع پنیر و گوشت بود که قیمت گوشت نسبتا ارزونه اینجا
نکته جالب اینکه توی همه جای ارمنستان میشه تمیزی عجیبی رو توشون دید از لباسا( بقول دوستمون همش از بند رختاشون لباس آویزونه) از تمیزی شهر و همینطور از تمیزی مواد غذایی که بشدت رعایت میکنند
تمام مناطق ارمنستان برای خرید شما رسید صادر میکنند و همه رسیدها یکسان هستند و از طرف دولت صدورشون اجباری شده و حتی هر چند وقت یکبار برای این رسید ها جایزه هم میگذارن
بعد از اون رفتیم هامالیر که یه سالن کنسرت و پاتیناژ داره که افتخارشون به اینه که سالن پاتیناژ رو توی طبقه دوم ساختن و ما متوجه نشدیم حالا چرا نیومدن طبقه اول بسازن که هزینه و کمتر و کیفیت کار بهتر بشه, بالای همون جا هم بنای یادبود کشتار دسته جمعی ارامنه توسط ترک ها بود.
فردای اون روز رفتیم هزار پله یا بقول خودشون کاسکاد البته حدودا 540 تا پله هست که دارن بقیشو میسازن, میشه همشو هم با پله برقی رفت بالا, البته زیر همه پله ها سالن موسیقی و یا نمایشگاه نقاشی هست و بسیار لذت خواهید برد تا به بالا برسید, بالای کاسکاد میتونید بیشتر ایروان رو ببینید و همیشه هم میشه بعضی صحنه های فیلم های هالیوودی رو که تلویزیون ایران نشون نمیده اونجا دید
بعد از اینکه از کاسکاد پایین اومدیم دست چپ رفتیم یه پارک توش یه جایی بود میز و راکت پینگ پنگ کرایه میدادن ما هم چند دست بازی کردیم ساعتی هزار درام بغلشم یه کافه هست پهلوی یه دریاچه مصنوعی بعد از اون رفتیم نشستیم بستنی خوردیم و کلی کیف کردیم
شنبه و یکشنبه ها یه بازار دارند به اسم ورنیساج نزدیک هراپاراک مثل جمعه بازار های ما فقط دقت کنید چونه بزنید و هول نشید از اولین نفر خرید کنید چون خیلی ها گرون فروشن توش, میتونید توی هراپاراک بپرسید ورنیساج و جهتشو بهتون نشون میدن , کنارش ایستگاه مترو هراپاراک هست و خود بازار توی یه پارک , اولش یه مشت آشغال فروش هستن که مثلا سی دی رام خراب و یا سیم و پیچ میفروشن اما بعدش دیگه میشه صنایع دستی
پشت هراپاراک بزرگترین و قدیمی تری کلیساشون هست که کنارشم شهر بازی کوچیکی هست همه هم میتونن تو کلیسا برن اما هواستون باشه به مقدساتشون اشتباها توهین نکنید مثلا با خوردنی , لباس های خیلی باز , شلوارک یا اینجور چیزا وارد نشید, آروم صحبت کنید و خوب خودتون میدونید یه جای مقدس برای مردم چجوریه , چون آدمای مذهبی هستن ناراحت میشن
ظهر رفتیم تاشیر پیتزا خوردیم تقاطع خیابان ماشتوتس و ایساهاکیان که بسیار خوشمزه بود و برای 4 نفر آدم که حسابی هم سیر شدیم با 6 تا فانتا شد حدودا 5,500 درام , دقت کنید پیتزا ها اونجا دونه ای نیست و تیکه ای هست من و دوستم که حسابی بخور هستیم نفری 3 تا و بقیه نفری 2 تا تیکه گرفتیم که آخرم یه تیکه اضافه اومد
برای سوغاتی میتونید قهوه و شکلات بخرید از ساس و یا استار که بسته بندی های بسیار زیبایی دارند.
همینطور جواهر آلات زیبایی رو هم از سنگ دارند که از 1000 درام هست تا 50 هزار درام و بیشتر که بسیار خاص و زیبا هستند
یه شب هم از هراپاراک رد میشدیم که دیدیم رقص آب دارن اجرا میکنند با موسیقی و فواره های قوی نمایش بسیار زیبایی رو اجرا میکردن که ما هم مثل خودشون یه گوشه نشستیم و کلی لذت بردیم و برای اولین بار با مترو برگشتیم خونه که براتون گفتم چقدر مهیج بود
شهر پر موزه و جاهای دیدنی هست که نمیشه اینجا توضیح داد و میتونید به وفور تو سایتها ببینید ضمنا اونجا پر تور های یه روزه ارزون هست که میتونید برید برای یه روز پول بدید و همه جا بگردوننتون
ما خودمون رفتیم و خیلی هم قشنگ بود , اگر علاقه به کنسرت دارید همون سالن اپرا میدان اپرا هر شب کنسرت های فوق العاده ارزون و با کیفیت بالا داره و هر شب چندین برابر تهران توش کنسرت و نمایش برگزار میشه و میتونید تبلیغات و قیمت هاشو از توی بیلبورد های بزرگ سطح شهر ببینید
راستی اینترنت ارمنستان که برادرم گرفته بصورت وایرلس ماهی 11 هزار درام هست که سرعت دانلودش حدود 500 کیلو بایته و از همین شرکت اورنج هم گرفته
توی قسمت بعدی رفتن به دریاچه سوان رو براتون مینویسم
بخش ششم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
با عرض معذرت اما بدلیل درخواست چند تا دوست اینبار جریان آیلتس رو مینویسم
راستش من ابتدا توی تهران آیلتس دادم اما چون رایتینگ نمره کم آوردم دوباره باید امتحان میدادم آیلتس در ایران توسط دو موسسه برگزار میشه یکی آیلتس تهران و دیگری آیلتس ایران ولی خوب اکثرا جاها پره ولی جدیدا به علت افزایش ظرفیت و شیوه درست ثبت نام وضعیت بهتر شده و میتونید ثبت نام کنید اما آیلتس توی تهران 230 هزار تومن میشه و توی ارمنستان 160 هزار تومن
آیلتس ایران سیستم ثبت نام منظم تر و راحت تری داره یعنی شما توی سایت ثبت نام میکنید و همه کار هارو از طریق اینترنت انجام میدید و فقط میرید سر امتحان اما برای ارمنستان باید از سایت خودش که توی ایران قیل.تر هم هست ثبت نام کنید و سپس فرم رو پر کنید و براشون بفرستید , ضمنا باید یه راهی هم برای واریز پول پیدا کنید , من چون خانوادم اینجا هستند در این مورد مشکلی نداشتم
اونا رفتن فرم رو برام پر کردند و پول رو هم ریختند و توی همه این جریانات اصلا من نقشی نداشتم اما فرم رو از اینترنت گرفته بودم و اطلاعات لازم رو برای برادرم ایمیل کرده بودم, هر چند کلا واریز پول و ارسال اون خیلی کار پیچیده ای نیست و فقط باید از طریق ایمیل باهاشون در ارتباط باشید که همه جور هم باهاتون راه میان
اما برنامه ریزی آیلتس در تهران بهتره چون من حدود 10 روز قبل از امتحان از زمان اسپیکینگ مطلع بودم اما در ارمنستان 2 روز قبل به من گفتن کی امتحان اسپیکینگ داری
امتحان در تهران خیلی شلوغ تره و حدود 700 نفر رو در هر نوبت تست میکنند که خیلی تعداد زیادی هست اما در ارمنستان به زور به 100 نفر برسه
بدلیل شلوغی امتحان در تهران شما روز امتحان با ازدحام جمعیت و ممتحن های سردرگم , میزهای کوچیک و صدای لیسنینگ نه چندان دلچسب ولی قابل فهم طرف هستید, ممتحن اسپینگ من در تهران بسیار حرفه ای و مجرب بود و با توجه به میزان جواب من به جرات میتونم بگم 1 نمره هم بیشتر داد و قبل از امتحان یکم آروم صحبت کرد تا دلهره من بریزه و بعد ضبط رو روشن کرد
در تهران شما با آدمی سر جلسه روبرو میشید که رئیس آیلتس در ایران هست و بهتون معرفیش میکنند , این فرد هر بار چندین نفر رو به دلایل مختلف از سر جلسه بیرون میکنه از جمله حرف زدن , نوشتن بعد از گفتن استاپ و باز کردن برگه قبل از استارت که این خودش باعث دلهره در بعضی افراد میشه
اما روز شنبه به من یه ایمیل اومد که نوشته بود روز سه شنبه ساعت 4 بعد از ظهر بیاید به کنسول بریتانیا (British council) که نزدیک خونه ما توی خیابون باقرامیان بود , کلا از اپرا که بالا میاید توی خیابون باقرامیان سمت راستتون قبل از سفارت انگلیس و روبروی باغ ریاست جمهوری ارمنستان یر کوچه یه تابلو بنفش هست که نوشته (British council) که اول کوچه قرار داره, من رفتم اونجا و پاسپورت و دو تا عکس پاسپورتی که پشتش اسمم رو نوشته بودم با خودم بردم, یه خانم جوونی اونجا بود گفت همه بشینید بعد به انگلیسی گفت که سر امتحان چه کارا کنید و همه چیزایی که برای امتحان میگن و یه برگه داد بهمون که روش محل امتحان اصلی و اسپیکینگ و همینطور زمان برگزاری رو نوشته بود
امتحان اصلی که خوب معلوم بود چه روزیه چون از سایت انتخاب کرده بودم فقط ساعت 10 صبح بود و امتحان اسپیکینگ فردای امتحان اصلی ساعت 4 عصر
امتحان اصلی توی دانشگاه آمریکایی ها قسمت بیزینسش برگزار میشه که با دانشگاه آمریکایی های توی خیابون باقرامیان فرق داره این دانشگاه توی خیابون مانوکیان هست و بزرگ هم روش نوشته
(American university of armenia)
برعکس محل آیلتس در ایران این دانشگاه امکانات بسیار خوبی داره , امتحان طبقه پنجم دانشگاه برگزار میشه , میزها بزرگ و همه چیز بصورت سلف سرویس هست! یعنی هر کی مداد , آب , دستمال و یا چیزی بخواد میتونه از میز وسط برداره
میزهای امتحان بزرگ و صندلی ها راحت هستند , توی هر طبقه چندین دستشویی وجود داره, ساختمان به آسانسور های بزرگ وسریع مجهزه و هر احتیاجی رو بر آورده میکنه
فضای امتحان کوچیک وصمیمی و مملو از ایرانی هست , صدای امتحان بسیار عالی با وضوح بسیار زیاد هست , ممتحن ها خیلی گیر نمیدن و آرامش دارن
روز امتحان باید پاسپورت و اون برگه رو که زمان جلسه پیش از امتحان دادن به همراه نوشت افزار همراه داشته باشید
موبایل ها رو روی یه میز جلوی سالن میزارید و در طول جلسه میتونید ببینیدش و خیالتون از بابت امنیتش راحت باشه
لباس های اضافی مثل کاپشن و کت رو توی یه اتاق کنار سالن در میارید
درجه حرارت سالن عالی و خوبه
بعد از اتمام امتحان برگه ای رو که روی میزتون چسبیده شده میکنید و همراه داشته باشید
امتحان اسپیکینگ توی خود British councilبرگزار میشه و خلوته , ممتحن من یه دختر ارمنی بود که فوری شروع کرد به امتحان و مهلت نداد آماده بشم, نسبتا مثل ماشین سوال میپرسید و امتحان تموم شد و گفت مرسی برو , ما هم پاشدیم رفتیم خونه
به نظر من اگه میاید ارمنستان و دچار استرس نمیشید که مسافرتتون رو خراب کنه بیاید امتحان بدید اینجا چون هم شرایط خوبه و هم ارزونه خوب امتحان خوبه اما به نظر من 80 تومن اضافه میارزه که امتحان رو توی تهران بدید اگه قراره واسه آیلتس بیاید یا سفرتون رو واسه امتحان خراب کنید
امیدوارم تو امتحان موفق باشید
بخش هفتم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
روز سه شنبه بود که راه افتادیم به سمت سوان, جلوی خونه یه پمپ بنزین بود که بنزین زدیم و راه افتادیم.
دقت کنید وقتی دارید از ایروان خارج میشید آخر ایروان سر یه چهار راه پهن یه چراغ قرمز هست که خیلی کثیف و کهنه وقدیمیه و قابل دید نیست و یکی از جاهای کمین پلیسه
وقتی دیگه کاملا رفتید توی جاده خیالتون راحت باشه من با سرعت 100 تا رانندگی کردم از جلوی پلیس هم رد شدم و مشکلی نبود, فقط بسیار دقت کنید نزدیک دور برگردونها باید از راست رانندگی کنید و سبقت هم ممنوع میشه, به خط کشی های راه دقت کنید و سعی کنید نزدیک دور برگردونها توی لاین سبقت نباشید که حتما پلیس جریمتون میکنه
حدود 50 درصد راه رو که میرید به کناره های جاده که دقت کنید سنگهای سیاهی رو میبینید که مثل قیرمیمونند و توی نور آفتاب میدرخشند, ارمنی ها به این سنگها میگن پنجه شیطان و همینا رو دولا پهنا توی سوان بدون هیچ کاری میفروشن و اگه شما علاقه دارید به زیبایی این سنگها یه جا که دیدید مناسبه بزنید کنار و هرچقدر خواستید سنگ بردارید, جدای از پنجه شیطان سنگهای دیگه ای هم هست که بسیار زیباست فقط دقت کنید باز که نزدیک سوان میشید دیگه این سنگها وجود ندارن
سوان یکی از دریاچه های بزرگ دنیاست و بسیار زیباست, ماهی های بسیار خوشمزه اش خیلی معروفند اما صیدشون ممنوع شده ولی توی بازار سیاه فروخته میشن و افرادی که خوردن بسیار از طعمش تعریف میکنن, از زمانی که سوان رو میبینید حدود 5 دقیقه طول میکشه تا به خروجی مسیر به سمت دریاچه و کلیسای معروفش برسید, خروجی کاملا معلومه و تابلوی انگلیسی داره و احتیاج به توضیح نداره, خروجی رو که وارد میشید تا انتهاش میرید یه کم پیچ واپیچ هست اما راه معلومه, و در انتها به پارکینگ رو باز میرسید که هزینه پارکش 200 درام هست
ما بعد از پارک کردن ماشین رفتیم سمت سوان و دست فروشها دوره مون کرده بودن اما رفتیم دم دریاچه یکی اونجا بود که دو تا قایق کهنه داشت و کرایه میداد ساعتی هزار درام که ما چونه زدیم دو تاشو باهم هزار درام گرفتیم رفتیم وسط دریاچه که دو تا از دوستان ما به سرشون زد بپرن تو آب و به هوای آفتاب گرمی که میتابید فکر کردن آب هم گرمه بعد از اینکه لباس هاشونو کندن و پریدن فورا قایق رو چنگ میزدن که برگردن تو قایق از شدت سرما.
اما توی فصل گرم جای خوبی برای شنا هست و یه پارک آبی هم کنارش داره که میتونید ازش لذت ببرید
رستوران های زیادی هم داره که غذاهای خوبی سرو میکنن, البته ما الویه داشتیم و رفتیم بالا به سمت کلیسا, بعد از اینکه کلیسا رو رد میکنید همینطور تپه ای رو که کلیسا روش ساخته شده رو بالا برید تا به بالای تپه برسید اونجا محل دنج و خوبی برای صرف غذا هست و به کل دریاچه هم اشراف دارید, ما اونجا زیر انداز انداختیم و غذا رو خوردیم و زیر آفتاب خوبش یکم دراز کشیدیم و از اون منظره بی نظیر لذت بردیم
از قرار معلوم این کلیسا و تپه ای که کلیسا روش ساخته شده یک جزیره بوده وسط سوان و بعدها اونجا رو خاک ریزی کردن و چسبوندن به خشکی البته اگر بالای تپه برید تقریبا معلومه که این منطقه جزیره بوده
بعد از اون از کلیسا بازدید کردیم و برگشتیم پایین و به سمت خونه رفتیم , اوایل ایروان سمت چپ جاده یه پارک آبی دیگه رو دیدیم که بعدا فهمیدیم اسمش آکواتک هست و جدا از این پارک آبی یه پارک آبی دیگه هم داره که 7 هزار درام ورودیه میگیره شماره تلفنش 524000, 638998 و 649730 هست و آدرسش خیابون میاسنیکیان شماره 40 هست
توی بخش بعدی سفر به دلیجان رو مینویسم
بخش هشتم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
یکی از خاطره های بسیار بیاد ماندنی سفر ارمنستان رفتن به شهر یا بهتر بگم روستای دلیجان بود
یک روز آفتابی و قشنگ راه افتادیم به سمت دلیجان, مسیر همون مسیر دریاچه سوان هست اما باید از کنار دریاچه عبور کرد و مسیر رو ادامه داد, ما همینطور مستقیم مسیر رو ادامه دادیم و وارد بخش هایی از ارمنستان شدیم که زیبایی خیره کننده ای داشت بمراتب زیبا تر از قسمت های قبلی ارمنستان , سر راه توی یک روستا از یه مغازه یکسری وسایل برای نهار گرفتیم و مسیر رو ادامه دادیم جالب اینه که حتی توی روستاهای دور افتاده هم میتونید نظافت بسیاری رو ببینید و همینطور شیک پوشی ذاتی ارامنه
توی مسیر به یک تونل رسیدیم که اولش همه وحشت کردیم, تونلی بود شاید 2 یا 3 برابر کندوان و باریک و با شیب تند به سمت پایین و به علت نداشتن تهویه مناسب هوای داخلش غبار آلود بود و من مجبور بودم تا جایی که میشد سرم رو ببرم جلو تا احیانا اگر دست اندازی وسط مسیر هست فورا ببینم, به طور کلی تونل جالبی بود و خیلی کیف کردیم.
مسیر بعد از تونل کاملا سرازیری بود و زیبایی وصف ناپذیری داشت که حتما خودتون باید باشید و ببینید, بعد از حدود 30 دقیقه به دلیجان رسیدیم و تازه فهمیدیم که خانه هنرمندان ارمنستان رو رد کردیم واسه همین یه مقدار توی دلیجان گشتیم و از فضای اونجا لذت بردیم و بر اساس گفته محلی ها دوباره برگشتیم به سمت سوان حدود 4 کیلومتر که از دلیجان دور شدیم سمت راستمون تابلوی ورودی به جاده خانه هنرمندان رو دیدیم و پیچیدیم داخلش, جاده داغون و ناهمواری داشت اما هرچقدر از بکری و زیبایی منطقه بگم کم گفتم , رفتیم و رسیدیم به دو راهی , دیدیم که تابلو مسیر سمت چپ رو نشون میده, ماهم رفتیم تا رسیدیم به یه در فلزی که با زنجیر بسته شده بود و یه پیرزن مهربون هم همون بغلش نشسته بود.
خیلی ما رو تحویل گرفت اما گفت اینجا فردا باز میشه ماهم که به شیوه ایرانی دیگه ننه من غریبم بازی در آوردیم که بابا ما از ایران اینهمه راه رو اومدیم نمیشه که همینجوری برگردیم اونم گفت باشه شما از همون دو راهی مسیر سمت راست رو برید من در رو براتون باز میکنم , ماهم برگشتیم رسیدیم به دو راهی و اینبار اونیکی مسیر رو رفتیم که سر راهمون منطقه پرورش اسب بود و شاید بگم زیبا ترین منطقه ارمنستان که من دیدم
انتهای مسیر میرسید به جایی که مسیر عبور تراکتوره و شیب تندی داشت به سمت پایین منم جرات کردم پراید رو انداختم توی شیب , دقت کنید اگه تعداد سرنشیناتون زیاده یا ماشینتون ارتفاعش با زمین کمه حتما کف ماشینتون میگیره ماشین من یکمی به خاک کشیده شد اما ردش کردیم و وارد منطقه خانه هنرمندان شدیم, از قرار معلوم دولت کمونیستی ماهی چند روز به اجبار هنرمندان رو از سراسر شوروی میاورده اینجا و به زور باید اینجا استراحت میکردن, چند وقت پیش یه مقاله ای بود از نیویورک تایمز که راجع به سرگذشت جنگ سرد نوشته بود و جالب بود که این شوروی و آمریکا حتی سر موسیقی هم با هم رقابت شدیدی داشتن بطوری که شوروی هزینه زیادی برای موسیقی دان هاش میکرده و همیشه هم توی رقابت جهانی توی موسیقی کلاسیک برنده میشده تا جایی که سیا (سازمان اطلاعات آمریکا) بطور محرمانه روی موسیقی جاز سرمایه گذاری میکنه و خوب با توجه به جوون پسند بودن و جدید تر بودن این سبک موسیقی عملا آمریکا این جنگ رو برنده میشه.
کلا منطقه قشنگی بود و پیشنهاد میکنم اگه اهل این تیپ جاها هستید حتما یه سر بزنید, از شواهد معلوم بود اونجا رستوران هایی هم دارند که هنوز راه نیافتاده ما که یکم کالباس و غذاهای حاضری برده بودیم خوردیم و گشتیم و راه رو ادامه دادیم تا از اونور زنجیر سر در آوردیم اون خانوم هم لطف کرد و در رو باز کرد و ما هم به سمت خونه برگشتیم
بخش نهم سفرنامه ارمنستان (Armenia)
روزی که میخواستیم برگردیم نمیدونستیم چجوری میشه از شهر خارج شد و به جاده ایران رسید
من از طریق گوگل مپ راه رو پیدا کردم اما بدلیل عدم وجود تابلوهای نام خیابان ها نمیشد اینو با اسم خیابونا تطبیق داد و راه رو پیدا کرد , یکی از ایرانی های اونجا گفت بهترین راه اینه که یه تاکسی بگیرید و بهش بگید که خروجی ایران رو میخواید تا شمارو تا اونجا راهنمایی کنه و خوب حدودا 2-3 هزار تومن میشه پولش
اما من صبح ساعت 7:15 از خونه راه افتادم با کمک اطلاعاتی که از گوگل مپ بدست آورده بودم تا یه مقدار مسیر رو که رفتم یکی با ماشینش بوق زد منم شیشه رو دادم پایین , گفت خونه نمیخواید ما هم گفتیم داریم بر میگردیم گفت دنبالم بیاید تا مسیر رو نشون بدم مارو تا یه جا رسوند و گفت اینو مستقیم برید
ما هم مستقیم رفتیم از روی نقشه که حساب میکردم تقریبا نزدیک خروجی ایران شده بودیم که باز احساس کردیم گم شدیم, من یه کاری که کرده بودم از روی گوگل مپ اسم اولین روستاهای سر راه رو نوشته بودم که یکی از معروفتریناشون که همشون میشناختن روستا یا شهر آرتاشات بود که به هرکی رسیدیم گفتیم آرتاشات مسیر رو با دست نشون داد, بالاخره افتادیم توی همون جاده پهنی که نزدیک ایروان هست, این بار که دقت کردم این جاده فقط 40 کیلومتر از مسیر رو تشکیل میده , و بعد میخوره به میدونی که باید از سمت چپش به سمت ایران برید
حدود 2 ساعت که میگذشت یه ماشین پلیس که از روبرو میومد ما رو متوقف کرد . اول من فکر کردم میخواد یه بازرسی بکنه چون هیچ خلافی نکرده بودم و خیلی هم آروم میرفتم , گفت صندوق رو بزن بالا مدارک رو بده
منم مدارک رو دادم و صندوق رو ندیده گفت بزن پایین , بعد گفت بیا منو برد تو ماشین و توی ال سی دی که داخل ماشین بود یه عکس از ماشین من نشون داد و روی یه برگه نوشت فلان جا سرعت 60 بوده تو 70 میرفتی
منم زیر بار نرفتم گفتم تابلو نداره , دیگه هم من سماجت میکردم هم اونا اول میگفت 30 هزار درام بده که من گفتم نمیدم اصلا ندارم تا اینکه اومد به 15 هزار درام منم کیفم رو باز کردم یه 3-4 هزار درامی بهش بدم یهو چشمش افتاد به یه 10 هزار درامی منم دیدم خورد تر از اون ندارم آخرش مجبور شدم همون 10 هزار درام رو بهش بدم , تازه با نهایت پرروگری میگفت پسته بده که گفتم نمیدونم و سوار ماشین شدم و رفتم, کلا به پلاک ترانزیت چون میدونن پول داره زیاد گیر میدن اما چیزی که من دستگیرم شد این بود که پلیساشون هیچ پوششی روی جاده ندارن و تمام پوشش رو روی روستاها و شهر ها میدن , ضمنا سطح فرهنگی روستاهاشون با ایروان واقعا متفاوته و روستاها این حالت های اخاذی و پول زور گرفتن رو دارن
بعد از اون دیگه جایی به پلیس بر نخوردیم و به سلامت تا مرز رسیدیم , داخل مرز باید باز برید به قسمت کامپیوتر و یه کپی از پاسپرتتون رو بدید بهش اون بهتون میگه باز چقدر پول باید پرداخت کنید که واسه ما شد حدود 6 هزار درام , بعد از اون ماشینتون رو میگردن و در رو باز میکنن برید. برای مسافرای عادی انتهای سالن یا به عبارتی ابتدا قسمت ورودی سالن از سمت ایران یه باجه هست که اونجا پاستون رو مهر خروج میزنه و برای راننده بعد از بازرسی ماشین توی قسمت اداری میرید به سمت مرز ایران که قبل مرز توی قسمت نظامی متوقفتون میکنن و دوباره ماشین رو میگردن, قبل کنترل ماشین سمت چپ یه باجه هست که پاستون رو باید بدید بهش تا مهر خروج بزنه
توی این مرحله اینبار برعکس دفعه پیش که یه سرباز تپل و خوش اخلاق ماشین رو گشت دو تا جوون بد اخلاق و بد رفتار اومدن سراغ ماشین , مدام هم به مادر من که همراهم بود گفتن دور از ماشین بایست
به من هم میگفت برکت, برکت که منظورش رشوه بود , منم که از دست پلیس جاده شاکی بودم گفتم برکت بی برکت ماشینو بگرد بریم
اینا هم صندوق رو خالی کردن و هیچی گیرشون نیامد , هرچند به چمدونا کاری نداشتن
بعد به من گفت صندوق رو پر کن و دو نفری پریدن تو ماشین , من یهو شک کردم و صندوق رو ول کردم رفتم سراغ اینا دیدم یکیشون یه چیزی از جیبش درآورد و داشت میزاشت تو چیب بغل در ماشین که یهو دیگه سر و صدام رفت هوا اینا هم دیدن اینجوریه فوری اومدن پایین گفت برو برو درسته برو
منم دیدیم درگیری فایده نداره فوری صندوق رو پر کردم و سوار شدم و رفتم در انتهای مرز یکی دوباره پاس ها رو چک کرد و راه داد بریم , به مرز ایران که رسیدیم یه سرباز بیچاره توی هوای گرم توی اتاقک وا رفته بود ولی یه سلام و علیک گرمی کرد که کلی بهم کیف داد
توی راه درهای بخش نظامی مرز باز بود و صاحبش هم نبود ماهم سرمونو انداختیم پایین و رفتیم تو , جلوی ساختمون ایستادیم , مادرم رفت داخل و من با یه آقایی رفتم تو یه اتاق ازم شماره پاسپورت رو خواست و گفت اونجا بودید گوشت خوک و اینجور چیزا نخوردید و مریض نشدید ما هم گفتیم نه!
بعد رفتیم تو سالن دیدیم به به به ایران خودمون اومدیم , هیشکی تو سالن نبود هیچ مسوولی کار نمیکرد و همه ناپدید بودن
یه آقایی اومد گفت اینا کجان من گفتم باید از شما بپرسم گفت احتمالا خوابن , فکر کردم شوخی میکنه اما رفت دم درهای مختلف بیدارشون کرد و فهمیدیم ایشون خودشون یکی از مسولان هستند
مسئول گذرنامه اومد و مهر کرد گذرنامه هارو و مسئول کنترل هم گفت ماشین رو از گیت رد کن من بیام بگردم
یهو دیدم مسئول بخش نظامی اومده میگه واسه چی رد شدی گفتم نبودی خب گفت حالا مدارک رو بده ببینم ما هم مدارک رو دادیم و ایشون بیخیال شدن
بعدش ماشین رو اومدیم از گیت رد کنیم یکی اومد گفت 3 تومن بده باید ماشین ضد عفونی بشه ما هم پولو دادیمو قبض داد و ماشین از گیت که رد شد از چند جا مایع ضد عفونی کننده پاشیده شد بهش و بیرون گیت وایستادیم مسئول کنترل هم اومد و گفت صندوق رو بزن بعد گفت زیپ فلان چمدون رو باز کن من زیپ رو باز نکرده گفت خوبه برو
ما هم سوار شدیم و از خروجی مرز اومدیم بیرون و به سمت جلفا رفتیم
توی جلفا یه بنزین زدیم و رفتیم هتل جهانگردی که شبی 34 تومن بود حدودا 4 تومن ارزون تر از هتل مرند ولی با برخورد بسیار بسیار بهتر از اونا
توی شهر یه رستورانی رو به اسم اولدوز به ما معرفی کردن , غذاش هم گرون بود اما مزه خاک میداد من که نصف یه کباب رو خوردم و دیگه نخوردم
رفتیم هتل چای سفارش دادیم با قوری و تر و تمیز آوردن ما هم خوردیم و خوابیدیم , فرداش ساعت 12 ظهر هتل رو باید تحویل میدادیم ما هم همون ساعت هتل رو تحویل دادیم و رفتیم به سمت تهران
فقط دقت کنید به بعضی کارمندا و بعضی اقشار یه کارتی دادن به اسم سفر کارت , این کارت توی هتل های جهانگردی 40 درصد تخفیف داره که میتونید از طریق بانک سپه شارژ و فعالش کنید
اگه خواستید بیاید حتما همراه بیارید و اگه تو فک و فامیل کسی داره ازش قرض بگیرید و شارژش کنید
ضمنا صبحانه هتل جلفا خوب نبود در حد اینکه یه چیزی بخورید و برید صبحانه مرند رو نخوردم
ما حدود 12 به سمت تهران راه افتادیم , تند نیامدیم که به ترافیک عصر تهران بر نخوریم , بیشتر مسیر سر پایینی هست و من کولر زدم
نزدیک تهران جاده کم کم شلوغ شد تا سرعتمون به 90 تا رسید
حدود 10 شب رسیدیم خونه
راه ارمنستان برای یه نفر راننده اگر مثل زمان برگشتن من بخواد یه سر بیاد خیلی خسته کننده هست و باید به عنوان تفریح بیاید این مسیر رو
راه جلفا تا تهران بسیار خوب و بدون خستگی بود
من تجربه مسیر های طولانی رو بخاطر کارم دارم اما مسیر ارمنستان یه جاده طولانی هست که نهایت تمرکز رو میطلبه , بنابراین اگر راننده تازه کار هستید و یا تجربه جاده های طولانی و کوهستانی رو ندارید یا بیخیال رفتن با ماشین شخصی بشید یا پشت سر یه نفر که یکم بلده برید
دقت کنید ماشینایی مثل پراید بسیار ضعیف هستن اگر میخواید با همچین ماشین هایی برید نباید به موتور ماشین در کل مسیر فشار بیارید چون شما وقتی مسیر رو شروع میکنید باید مطمئن باشید که ماشین در کیلومتر 1200 هم به همین سلامت کیلومتر 1 هست, از دنده های مرده یا همون زیر دور موتور 2 هزار پرهیز کنید و سعی کنید مسافت طولانی سربالایی رو با دور بالای 3 هزار نرید
ترمز های خیلی از ماشینای داخلی بدلیل نداشتن خنک کننده فورا داغ میکنن
از ترمز کردن زیاد توی شیب ها خودداری کنید چون ترمز از کار میافته و ممکنه توی یه پیچ تند کار دستتون بده
اگر دیدید بخاطر ترمز های زیاد ترمز ها قدرتشون رو از دست دادن کنار بزنید و صبر کنید خنک بشن و بعد به رانندگی ادامه بدید, به هیچ وجه از آب یا چیز دیگه برای خنک کردنشون استفاده نکنید
سعی کنید توی شیب ها از گیربکس و دنده برای کنترل سرعت استفاده کنید
قبل از حرکت لنت ها و بلبرینگ ها و لامپ های ماشین رو چک کنید
از سلامت جلوبندی ماشین و کارامد بودن صفحه کلاچ مطمئن بشید
حتما باد لاستیک هارو برای مصرف کمتر توی مسیر چک کنید
حتما از تسمه های مختلف ماشینتون یدونه یدک همراه داشته باشید
حتما از سلامت تسمه تایم ماشینتون اطمینان حاصل کنید
من خیلی از همه دوستان و اساتید خودم معذرت میخوام که این ها رو میگم اما وظیفه دونستم همونطور که از قشنگی جاده نوشتم در مورد ایمنی هم بنویسم شاید این کار حتی یه نفر رو از دردسر احتمالی نجات بده
و گرنه میدونم همه تو اینکارا استادید و جسارت منو ببخشید

دیدگاه خود را برای ما بنویسید