شناسنامه کتاب تیمور لنگ: فاتح جهان
- عنوان کتاب: تیمور لنگ
- نویسنده: هارولد لمب
- ناشر: انتشارات نیک فرجام / انتشارات سپهر ادب
- مترجم: علی جواهر کلام
- نوبت چاپ: دوم ۱۳۸۸
- شمارگان: ۵۰۰۰ جلد
- جلد: گالینگور
- تعداد صفحات: 300 صفحه
تصویر جلد کتاب تیمور لنگ: فاتح جهان: تاتار, تاریخ مغول, تاریخ مغول در ایران, تیمور, تیمور لنگ, تیمور گورکانی, جنگ صلیبی, مغول,کتاب تیمور لینگ فاتح جهان
فهرست کتاب تیمور لنگ: فاتح جهان
- فصل اول / ماوراء النهر – آن طرف رود جیحون
- فصل دوم / مردان با کلاه خود
- فصل سوم / شاه آفرین (تاج بخش) سالی سارای
- فصل چهارم / بانوی خداوندگار
- فصل پنجم / تیمور دیپلمات
- فصل ششم / سرگردان
- فصل هفتم / یک شتر و یک اسب
- فصل هشتم / کنار پل سنگی
- فصل نهم / جنگ باران
- فصل دهم / دو امیر
- فصل یازدهم / روی پشت بام دنیا
- فصل دوازدهم / زین الدین سخن میگوید
- فصل سیزدهم / کار صوفیان
- فصل چهاردهم / سمرقند
- فصل پانزدهم / قزل ازدو
- فصل شانزدهم / در جادههای استپ
- فصل هفدهم / در سرزمین سایهها
- فصل هیجدهم / مسکو
- فصل نوزدهم / ساقیان – هم پیالهها
- فصل بیستم / قلمرو وسیع
- فصل بیست و یکم / بر پشت زین
- فصل بیست و دوم / سلطان احمد بغدادی
- فصل بیست و سوم / محروسه سمرقند
- فصل بیست و چهارم / خانم بزرگ و خانم کوچک
- فصل بیست و پنجم / مسجد جامع تیمور
- فصل بیست و ششم / جنگ سه ساله
- فصل بیست و هفتم / یوحنای اسقف به اروپا میرود
- فصل بیست و هشتم / آخرین جنگ صلیبی
- فصل بیست و نهم / تیمور و ایلدرم به هم میرسند
- فصل سیام / پشت دروازههای اروپا
- فصل سی و یکم / دنیای سفید
- سرانجام / نیتجه کوشش چه بود؟
- یادداشتها
- ۱/ خردمندان در میدان جنگ
- ۲/ کمال در مشرق و مغرب
- ۳/ آتش اندازان
- ۴/ آنقره
- ۵/ دوک ویتولدور تاتار
- ۶/ دو خداوند جنگ
- ۷/ شاعران
- ۸/ مغول
- ۹/ تاتار
- ۱۰/ ترک
- ۱۱/ شیخ الجبل
- ۱۲/ شهر قشنگ و زیبای تبریز
- ۱۳/ کلاویجو در تبریز
- ۱۴/ سراپرده امیر
- ۱۵/ گنبد بزرگ
- ۱۶/ از کله آدم منار میساختند
- ۱۷/ اخلاق و صفات تیمور
- ۱۸/ تیمور و مذهب
- منابع
تیمور لنگ: فاتح جهان - تصویر 2: تاتار, تاریخ مغول, تیمور, جنگ صلیبی, مغول,تیمور لنگ,تیمور گورکانی,تاریخ مغول,تاریخ مغول در ایران
مقدمه مولف کتاب تیمور لنگ: فاتح جهان
پانصد و پنجاه سال پیش مردی کوشید که خود را فرمانروای جهان بسازد. هر اقدامی که کرد موفق شد، ما او را تیمور لنگ میخوانیم.
در آغاز وی چندان مهم نبود – فقط بر قطعهای از اراضی و عدهای گلهدار آن سرزمین مرد پرور پهلوان خیز یعنی آسیای مرکزی فرمانروایی داشت. تیمور مثل اسکند مقدونی پسر پادشاه نبود و مانند چنگیز ریاست قبیله را از پدر ارث نمیبرد. اسکندر و چنگیز هر دو هنگامی که به جهانگیری برخاستند با خود همراهانی داشتند. مردم مقدونیه با اسکندر و مغولها با چنگیز همراه بودند. ولی تیمور لینگ عدهای را دور خود جمع کرد.
تیمور سپاهیان نیمی از جهان آن روز را یکی پس از دیگری شکست داد. او شهرها را در هم کوبید و مطابق میل خود از سر نو آباد ساخت. کاروانهای بازرگانی دو قاره از وسط راههای او میگذشتند، تیمور ثروت چندین امپراتوری را گرد آورد و به میل خویش مصرف کرد. بر قله کوههای بند در ظرف یک ماه کاخها و عشرت گاهها بنا کرد. شاید بیش از هر بشر دیگری این مرد عجیب در مدت حیات خویش کوشید تا مجموعه و طرحهای غمانگیز را به چنگ خود در آورد و آن را به شکل نیکوتر و دلچسبتر از سر نو قالب بریزد.
او آن روز و امروز به نام تیمور لنگ مشهور بوده و هست. در تواریخ عمومی ما نام وی تیمور لنگ است. گر چه اروپاییهای پانصد سال پیش او را تاتاری میخواندند. آنها به طور مبهم تیمور را فرمانروا و جهانگیر بیرحمی میشناختند که تا پشت دروازههای اروپا رسیده بود و با چادرهای زربافت حرکت میکرد. از کله کشتهها منار میساخت و شبها در موقع حرکت روی تپهها آتشافروزی مینمود تا راهنمای سپاهیان وی باشد.
تیمور لنگ: فاتح جهان - تصویر 3: تاتار, تاریخ مغول, تیمور, جنگ صلیبی, مغول,تیمور لنگ,تیمور گورکانی,تاریخ مغول,تاریخ مغول در ایران
اما آسیا این مرد را بهتر میشناخت. خوشبختیها و بدبختیهای وی را یکایک میدانست. دشمنان آسیایی وی شهرت داده بودند که او یک گرگ خاکستری رنگ بزرگ زمینخواری میباشد. اما دوستان و پیروانش میگفتند تیمور شیر ژان و جهانگشای عالی مقام است.
میلتون شاعر کور انگلیسی پس از شنیدن و مطالعه کردن افسانههای مربوط به تیمور ظاهرا رنگهای زننده در هم آمیختهای به دست آورده که با آن رنگها شیطان بزرگ خویش را نقاشی و رنگین ساخته است.
تاریخنویسان درباره وی سکوت کردند، اما شاعران از آن داستانها ساختند. و در هر حال طبقهبندی شرح حال تیمور لنگ کار آسانی به نظر نمیرسد. تیمور عضو یک سلسله و خاندانی نبوده، اما خودش سلسهای تاسیس کرده است. او مثل آتیلا که یکی از وحشیان بود شهر رم را به باد یغما نداد، ولی خودش در صحراهای بی آب و علف شهر رم تازهای بنا نمود. گر چه برای خود تاج و تختی فراهم آورد اما قسمت عمده عمر را پشت زین اسب گذارنید. وقتی که او دست به کار ساختمان شد از نمونه معماری گذشتگان تقلید نکرد او طرح تازهای مطابق نظر خویش ریخت یعنی از مشاهده صخرهها و قله کوهها و گنبدهای دمشق (پیش از آن که آن شهر را آتش بزند) کلیاتی در نظر گرفته و از روی آن نمونهها بناهایی احداث کرد. همان طرحهای عالی تیمور نقشهای برای معماری روسها و طراحی جهت ساختمان تاج محل گفشت. اتفاقا عمارت تاج محل هم به دست یکی از نوادگان وی بر پا شد.
تاریخ اروپا در ایام تیمور به خوبی معین است. ما میدانیم که در آن ایام شهر ونیس توسط شورای ده نفری اداره میشد، و رینزی، موسولینی آن ایام گشت و آن جریان یک نسل پس از مرگ دانته واقع گشت. پتراک در آ« اوقات به تحریر اشتغال داشت و فرانسه جنگهای صد سال دوره بحرانی خود را طی میکرد و در عین حال بورگوندیها و اورلئانیستها با جلادان پاریس زد و خورد داشتند و شارل ششم با حال نیمه دیوانه به طور بی طرفی این منظرهها را تماشا میکرد.
تاریخ آن روز اروپا چگونگی وقوع این حوادث را ذکر نموده است. اروپای آن روز جوان نو رسیدهای بود که آهسته آهسته از میان تاریکیهای قرون وسطی در حال برخاستن بود. هنوز آتش رستاخیز (رنسانس) برافروخته و درخشنده نگشته بود.
اروپا شیفته تجملات تمدن شرق بود و از آن نظر به شرق مینگریست. کتاب و ادویه و ابریشم و ظروف چینی و فولاد شرق را میخواست. آن روزها نقره و طلا و جواهرات از مشرق به اروپا میآمد و به واسطه همین کالاها شهر ونیس و جنوا، ثروتمند و مهم گشته بودند. و قرطبه و اشبیلیه اسپانی به دست اعراب آباد گشته بود و کاخهای غرناطه را آنها بر پا کرده بودند، قسطنطنیه هم وضعی نیمه شرقی داشت.
تیمور لنگ: فاتح جهان - تصویر 1: تاتار, تاریخ مغول, تیمور, جنگ صلیبی, مغول,تیمور لنگ,تیمور گورکانی,تاریخ مغول,تاریخ مغول در ایران
امروز در محلی که راه آهن ماوراء سیبریه اتصال مییابد. تخته سنگی بر پا داشتهاند که بر یک طرف آن کلمه آسیا و بر طرف دیگر آن اروپا دیده میشود. در زمان تیمور این علامت میبایستی پنجاه درجه به طور غربی دورتر از محل فعلی قرار گیرد، به عبارت دیگر بایستی در اطراف ونیس باشد. اروپای مرکزی (خاص) باید قسمتی از استانهای آن به شمار بیاید. استانهایی که بارونها و سرفها (بندگان) در آن زیست میکردند و شهرها از کلبهها و دهات کوچک تشکیل یافته بودند و چنان که مورخ مینویسد زندگانی عبارت از آه و ناله و شکوه و زاری بود.
ما نمایشگاه اجتماعی آن روز اروپا را به خوی میدانیم اما مردی را که برای فرمانروایی بر جهان، در آن موقع قیام کرد، به خوبی نمیشناسیم.
اروپاییان آن روز جلال و عظمت تیمور را ماورای قوای زمینی و نیروی وی را شیطانی میدانستند. همین که تیمور به آستانه ممالک آنان رسید پادشاهان اروپا نامهها و سفراء نزد وی فرستاده او را تیمورلان بزرگ، خداوند تاتاری خواندند.
هنری چهارم انگلیس که در ماورای مرز خود با سرداران پروس میجنگید، فاتح ناشناس را برای فتوحاتش تبریک گفت، شارل ششم پادشاه فرانسه او را چنین مدح کرد:
«فاتح بزرگ و شاهزاده معظم تیمور» و مردم هوشیار جنوا پرچم وی را بیرون قسطنطنیه برافراشتند و مانوئل امپراطور یونان از وی درخواست کمک کرد. لرد دون هنری که با لطاف خداوند پادشاه قسطاله بود یکی از سرداران نامی خود «روی دو گرنزالیس کلاویجو» را به نام سفیر خدمت تیمور ورانه کرد. و کلاویجو، تا سمرقند دنبال فاتح بزرگ رفته و پس از بازگشت راجع به شخصت تیمو چنین گزارش داد.
«تیمور لنگگ خداوندگار سمرقند پس از تسخیر تمام ممالک مغول و هند سرزمین آفتاب را نیز مسخر ساخت. سرزمین آفتاب مملکت عظیم و مهمی میباشد. تیمور سرزمین خوارزم را نیز مطیع و مسخر کرده است و ایران و مد را هم گشوده است؛ امپراطور تبریز و شهر سلطان را تصرف نموده است؛ اراضی ابریشم و زمینهای دروازه را فتح کرده است؛ ارمنستان صغیر و ارزروم و کردستان را تحت تصرف در آورده است؛ فرمانروای هند را در جنگ مغلوب ساخته و قسمتی از ممالکت وی را فتح کرده است شهر دمشق را ویران نموده و شهرهای حلب و بابل و بغداد را زیر پا گذارده است. و پس از گشودن ممالک بسیار و مغلوب ساختن فرمانررویان بیشمار و احراز پیروزیهای فراوان سر وقت با یزید ترک رفته است (وی یکی از فرمانرویایان نامی جهان میباشد) و او را در جنگ شکست داده به اسیری گفته است.
کلاویجو که در درباره سمرقند حضور داشته و بسیاری از فرمانروایان جهان و سفرای مصر و چین را در خدمت تیمور دیده، از شخصیت تیمور آن را طور گزارش داده است. او نیز که عنوان سفارت فرنگیان را داشته با گرمی و احترام پذیرفته شده زیرا به قول مشهور «کوچکترین ماهی هم در دریا محل و مقامی دارد»
تیمور در نمایشگاه سلاطین با عظمت اروپا مقامی نداشته فقط در صفحات تاریخ اورپا به طور اختصار آثاری از هول و هراس ایام سلطنت وی دیده میشود. اما برای مردم آسیا هنوز هم تیمور مرد بزرگی است.
اکنون پس از پنج قرن بر ما مسلم گشته که تیمور آخرین فاتح بزرگ جهان به شمار میآید. ناپلئون و بیسمارک نسبت به تیمور در گوشهای از زوایای تاریخ خزیدهاند. که اولی با ناکامی درگذشت و دومی فقط در یک کشور به فتوحات سیاسی نایل آمد.
در صورتی که تیمور لنگ امپراطوری بزرگی ایجاد نموده و در هر لشکرکشی موفق بود. او برای مغلوب ساختن آخرین فرمانروای مخالف خویش حرکت کرد و در بین راه مرد و اگر نمیمرد به قدر کافی نیرو داشت که او را از پا درآورد.
برای این که بدانیم که آن مرد چه در سرداشت باید شرح زندگی او را بخوانیم. برای درک آن موضوع باید تواریخ اروپا را کنار بگذاریم و تمدن جدید را با اختلافات و نظریات ناشی از آن نادیده انگاریم و باید تیمورلنگ را از نظر اشخصای مطالعه کنیم که دوش به دوش وی سوار و پیاده میشدند. ما نیز مانند کلاویجو باید پرده هول و هراس تیمور را بدریم و از میان ستونها و منارههای جمجمه بگذریم و از قسطنطنیه و دریا عبور نماییم و به آسیا وارد شویم – باید از شاهراه سرزمین آفتاب گذشته به جاده سمرقند روی آوریم. در این موقع که ما عازم آن سفر شدهایم سال ۱۳۵۵ میلادی است. محل ما رودخانهای میباشد.

دیدگاه خود را برای ما بنویسید